مقدمه
از حوالی میانه دوم دهه هشتاد و در اوج دوران درآمدهای نفتی دولت نهم، هنگامی که دلسوزان از ارجاع مساله هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد هشدار می دادند، همواره میزان اثرگذاری تحریم ها بر شرایط اقتصادی داخل کشور معرکه آراء گروهها و جناح های سیاسی مختلف بوده است. با رشد تحریم ها و خصوصا دامن گیرشدن تحریم های فرامرزی ایالات متحده آمریکا «موسوم به تحریم های ثانویه» و بالنّتیجه اثر مستقیم بر معیشت یومیه و سفره خانوارها، تلاش هایی صورت می گرفت تا تقلیل پله به پله رشد اقتصادی و در کل شرایط وخیم اقتصادی را یا به طور کامل انکار نماید و یا در انتساب علّیت آن به مساله تحریم، تشکیک های بسیار جدی وارد کند. انتخابات ۱۳۹۲ و رای عموم جامعه نشان داد که از قضا، قاطبه مردم برای مساله تحریم نقش بلاانکاری قائل هستند و گفتمان تقلیل گرایی که در شعار «کاغذ پاره بودن تحریم ها» خلاصه می شد لااقل در صندوق رأی توفیق چندانی نداشت. اما برخی فعالین و ناظرین سیاسی در سال های ۱۳۹۲ الی ۱۴۰۰ کماکان بر تنور «بلااثر بودن تحریم ها» می دمیدند و تمامی مشکلات کشور را صرفا مسائلی سیاستی(Policy) و نه سیاسی(Political) می دانست. مسائلی که تنها تعویض کارگزار می تواند حل آنها را به ارمغان بیاورد و نیازی به بازنگری در رویه ها و یا تلاش به جهت رفع و ازاله محدودیت های بین المللی ندارند. در این گفتمان، محدودیت های خارجی، تحریم، بودن ذیل فصل هفتم شورای امنیت (البته به مدد برجام در سال ۱۳۹۴ کشوراز این تله خارج شد) اثری بر مشکلات موجود ندارند و برشمردن آن ها تنها بهانه ای برای عدم تلاش برای توسعه و پیشرفت کشور خوانده می شد. وقتی محدودیت خارجی از صورت مسئله کنار گذاشته شود، هر مطالبهای، صرف نظر از امکانات و شرایط کشور قابل حصول و هر ناکامی صرفاً نتیجه بیارادگی یا بیکفایتی مسئولان جلوه میکند. در کوتاهمدت، این قرائت شاید به نقد یک دولت کمک کرد، اما در میانمدت، انتظارات برآورده نشده فقط در حساب همان دولت باقی نمیماند و حتی در حساب دولت ها نیز باقی نخواهد ماند و عوارض خواسته و ناخواسته آن کل نظام سیاسی را درگیر خود خواهد ساخت. اگر مردم بارها بشنوند که تحریم و جنگ اثر تعیینکنندهای ندارند، کاهش رفاه و محققنشدن وعدهها را یکسره به ساختار داخلی نسبت خواهند داد. به نظر می رسد برسازی چنینگفتمان و قرائتی از شرایط کشور، پس از جنگ رمضان و حمله ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به کشورمان، ابعاد جدید و غامضی پیدا کرده است که در ادامه به بررسی ابعاد و تدقیق بیشتر آن می پردازیم.
ترویج قرائت بلااثر بودگی جنگ، تحریم و این بار محاصره
پس از جنگ رمضان و سکوت نسبی صحنه نبرد گرم، شاهد آن هستیم برخی تریبون ها و رسانه های رسمی و غیر رسمی، بخشی از رجال سیاسی، فضای مجازی، در پی برسازی چند کلان انگاره هستند که در ادامه به ذکر برخی از آنان می پردازیم.
- برسازی و ترویج این روایت که «خسارات واقعی جنگ بسیار پایین تر از چیزی هست که توسط دولت و یا مجموعه های وابسته گفته می شود. دولت با بیش برآوردی خسارت ها سعی در سیاه نمایی شرایط موجود دارد».
- برسازی و ترویج این روایت که «مساله محاصره چندان جدی نیست و اظهار نظر مقامات عالیرتبه مسئول پیرامون «تقریبا صفر بودن صادرات نفت در شرایط محاصره» نسبتی با حقیقت ندارد». بلااثر بودن محاصره با بازنمایی و برسازی گزاره هایی مانند «کشوری که ۱۵ همسایه ندارد، محاصره ناپذیر است»، اگر محاصره دریایی باشد، راههای زمینی هست» و گزاره هایی از این سنخ تبلیغ می شود.
- برسازی و ترویج این روایت که «تحریم هایی که اخیرا توسط ایالات متحده اعمال شده است، تاثیر خاصی در شرایط ندارند و ایالات متحده آمریکا پیش از این هر تحریمی که ممکن بوده است را اعمال کرده است. برسازی و ترویج این روایت که: عمده مشکلات ناشی از کم کاری، اهمال کاری و وادادگی مسئولین است و اگر عزمی برای حل مشکلات باشد با همین محاصره و جنگ هم می شود به رشد، توسعه و پیشرفت رسید».
- برسازی و ترویج این روایت که «توان پاسخگویی برای درهم کوبیدن مواضع دشمنان بسیار بالاتر از چیزی هست که در ایام جنگ شاهد آن بودیم و اگر تامه این توان به فعلیت خود نرسیده، ناشی از فشار مسئولین دولتی و رئیس محترم قوه مقننه هست، که البته با تقلیل گرایی و ساده سازی ترویج می شود».
- برسازی و ترویج این روایت که «جنگ باعث شد نفت بیشتری بفروشیم و نه تنها موجب اضرار اقتصادی برای ما نشده است، بلکه موجب درآمدهای فراوانی هم برای جمهوری اسلامی ایران به واسطه افزایش قیمت نفت را فراهم آورده است».
- برسازی و ترویج این روایت که «تنگه هرمز نیز مانند صنعت نفت ملی شده است و بازگشت ترتیبات سابق و یا حتی اعمال حاکمیت بدون قرائت های حداکثری، چیزی شکست نبوده و نیست». انکار شرایط موجود و خوانشی به شدت دارای سوگیری های برخاسته از رقابت های داخلی، ابعاد و مثال های دیگری نیز دارد که شرح آن در این سیاست نامه نمی گنجد.
تورم توقعات و اثرات بومرنگی آن بر کلیه حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران
ماشین تولید توقعات همانطور که ذکر آن بالاتر رفت در حال تولید روایت های بخشی نگر و تقلیل گرایانه از شرایط موجود است که لاجرم خروجی آن «شاید نه در میان مدت بلکه در میان مدت و بلند مدت» کاشتن بذر ناامیدی در توده های مردم باشد. کارکرد این تولید توقعات شاید برای گویندگان آن ها کم بی هزینه و حتی دارای منافعی شخصی و جناحی باشد، اما باعث واگرایی هرچه بیشتر انتظارات مردم از شرایط موجود باشد. شکافی که نگارنده آن را «شکاف انتظارات از واقعیات» می داند. از سوی دیگر اگر رضایت را فاصله هر چه کمتر میان خواست تا یافت بدانیم، سازوکار شکاف انتظارات، هیچ تاثیری در افزایش یافت ها نداشته و تنها بر خواست ها بدون توجه به منابع موجود کشور می دمد. خواست هایی که این بار عدم اجابت شان نه ناشی از شرایط موجود (جنگ، تحریم و محاصره) باشد بلکه به دلیل برسازی های صورت گرفته توسط منابع فوق الذکر، ناشی از بی کفایتی دولت و کارگزاران است. این یعنی دمیدن بر گزاره های تقلیل گرایانه و یا حتی هیچ گرایانه بودن تاثیرات جنگ، شاید زمانی صرفاً علیه دولت مستقر و تیم مذاکره کننده (به ریاست رئیس محترم قوه مقننه) بیان می شد اما با بسط و ترویج عمومی این انگاره در عموم این بار علیه تمامی حاکمیت بر می گردد، چیزی که در این نوشتار آن را «اثر بومرنگی تورم توقعات» نام نهاده ایم.
همگرایی کارکردی تلویزیون اینترنشنال و تریبونهای تولید توقع
در زمانی که دستگاه ادراکی شهروندان زیر فشار جنگ هیبریدی و چندلایه قرار دارد، گزاره هایی مانند «تاثیرات تحریم ها به مردم بر نمی گردد و تحریم ها صرفا بر حکومت فشار وارد می کند» به شدت توسط تریبون های دشمن ترویج و تبلیغ می شود، این بار به دلیل آن چه ذکر آن در بالاتر رفت و سازوکار «اثر بومرنگی تورم توقعات» نام نهادیم، این اثر به کمک ترویج و القا انگاره ها و مفروضات «اینترنشنالی» می آید. یعنی علیرغم صورت متفاوت تریبون های تورم توقع و شبه رسانه هایی مانند اینترنشنال، این بار در یک چرخه، هر دو یک روایت را القا و ترویج می کنند «تحریم ها اثری ندارند و تمامی مصائب و مشکلات موجود ناشی از فساد و یا اهمال کاری مسئولین است» باید توجه داشته باشیم که گزاره های اینچنین برساختی در حافظه تاریخی شهروندان تا مدتها باقی خواهند ماند و تاثیرات سوء آنها حتی زمانی که جنگ حاضر خاتمه یافته و شرایط کشور به شرایط معمولی تغییر یابد، تا مدت ها پاک نخواهد شد. شاید حتی با تغییر کارگزاران فعلی، گریبان آتیه سیاسی خود همان تریبون های تولیدکننده توقع را بگیرد. همچنین ذکر این نکته نیز ضروری است که خروجی این چرخه، سوخت حرکت براندازان ویرانی طلب را فراهم خواهد آورد.
توصیه های سیاستی:
به نظر می رسد حل این مساله و یا لااقل کمرنگ کردن اثرات سوء آن نیازمند شکل گیری یک اجماع در سطوح بالای نظام باشد. اجمالا نکات ذیل تقدیم می شوند:
- رصد تریبون هایی که بیشترین روایت های مربوطه را تولید و ترویج می کنند و ارتباط با آن ها به جهت آشنایی بیشتر با تاثیرات ویرانگر و مخرب تحریم، جنگ و محاصره؛
- تولید گفتمان های رسانه ای که مبطل گزاره هایی مانند: «بلااثر بودن تحریم ها»، «منحصر بودن تاثیر تحریم ها بر حکومت و مصونیت مردم در برابر آسیب تحریم» هستند.
**دیدگاه ها و نظرات مطرح شده در مقالات این بخش، بیانگر دیدگاه های نویسندگان آن هاست و لزوماً منعکس کننده مواضع موسسه پایاب نیست.