پایاب، پویشگران آینده امیدبخش
طرح پرسش در سیاست داخلی آلمان

آیا «دیوار آتشین» در آلمان در حال فروریختن است؟

حامد کاظمی| دانشجوی دکتری مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران

در فرهنگ و سیاست معاصر آلمان، «دیوار آتشین» اصطلاحی کلیدی برای توصیف خط قرمز احزاب جریان اصلی در برابر حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) است؛ حزبی که از سوی نهادهای ذی‌ربط و بخش بزرگی از فضای سیاسی این کشور به‌عنوان جریانی راست افراطی و پوپولیست ارزیابی می‌شود. بر مبنای این اصل، احزاب سنتی، به‌ویژه اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیال دموکرات(SPD) ، از تشکیل ائتلاف یا همکاری سیاسی با AfD خودداری می‌کنند. هدف بنیادین این راهبرد، ممانعت از ورود این جریان به ساختار قدرت اجرایی و حفاظت از نظم دموکراتیک و قانون اساسی فدرال است؛ حساسیتی که ریشه در تجربه تاریخی جمهوری وایمار و پیامدهای صعود و قدرت‌گیری حزب ناسیونال‌سوسیالیسم دارد.

اگرچه این دیوار آتشین طی بیش از یک دهه گذشته مانع ورود مستقیم AfD به دولت‌ در سطوح فدرال و ایالتی شده است، رشد پیوسته پایگاه رأی این حزب، حفظ این رویکرد را به یکی از پیچیده‌ترین معماهای حکمرانی در آلمان تبدیل کرده است. این چالش به‌ویژه در ایالت‌های شرقی آلمان، یعنی قلمرو آلمان شرقی سابق، آشکارتر است؛ جایی که در پی نارضایتی‌های عمیق‌تر اقتصادی و هویتی و احساس حاشیه‌ماندن در ساختار سیاسی آلمان،AfD  به یکی از نیروهای اصلی نظام حزبی بدل شده است.

انتخابات پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت نمونه‌ای بارز از این دگرگونی است. نظرسنجی‌ها حاکی از پیشتازی چشمگیر AfD در برابر رقبای سنتی همچون CDU است. در صورت تحقق این نتایج، هرچند AfD ممکن است به اکثریت مطلق برای تشکیل دولت مستقل دست نیابد، اما به‌عنوان بزرگ‌ترین فراکسیون پارلمان تثبیت خواهد شد. در چنین سناریویی، مهار AfD مستلزم تشکیل ائتلاف‌های چندحزبی و ناهمگون خواهد بود؛ راهکاری که خود می‌تواند به نارضایتی عمومی و افزایش احساس ناکارآمدی ساختار سیاسی دامن بزند.

داده‌های افکارسنجی ابعاد عمیق‌تری از این چالش را نمایان می‌سازند؛ به‌طوری که مسئله از یک رقابت انتخاباتی صرف فراتر رفته و به آزمونی برای دوام اصل عدم همکاری تبدیل شده است. برای نمونه، در میان هواداران و پایگاه رأی CDU، تمایل قابل‌توجهی به بازنگری در خطوط قرمز و امکان همکاری ایالتی با AfD دیده می‌شود، در حالی که رهبری حزب همچنان بر عدم همکاری تأکید دارد. این گسست میان رویکرد نخبگان حزبی و گرایش بخشی از بدنه رأی‌دهندگان، فشار بر احزاب میانه را برای تجدیدنظر در راهبرد سیاسی خود افزایش می‌دهد.

در این نقطه، تناقض بنیادین سیاست آلمان شکل می‌گیرد: از یک سو، احزاب جریان اصلی ورود AfD به قدرت را موجب مشروعیت‌بخشی به جریانی رادیکال می‌دانند؛ از سوی دیگر، کنار گذاشتن این حزب از ائتلاف‌های حکومتی، با وجود وزن قابل‌توجه انتخاباتی آن، می‌تواند به تقویت احساس طردشدگی سیاسی و تعمیق شکاف میان احزاب جریان اصلی و بخشی از جامعه منجر شود.

پرسش محوری، دیگر صرفاً پیروزی یا شکست AfD در یک انتخابات نیست؛ بلکه توان نظام دموکراتیک آلمان در مدیریت این گسل اجتماعی بدون تضعیف ثبات نهادی است. اگر احزاب سنتی نتوانند ریشه‌های عینی رشد این جریان، نظیر دغدغه‌های اقتصادی، بحران مهاجرت، شکاف‌های هویتی شرق و غرب و افول اعتماد نهادی را مدیریت کنند، دیوار آتشین حتی اگر همچنان مانع ورود فوری AfD به کابینه‌ها شود، لزوماً توان مهار روند صعودی آن را در درازمدت نخواهد داشت.

در عین حال، پرسش مهم دیگری نیز مطرح است: آیا خودِ دیوار آتشین می‌تواند به بخشی از مسئله تبدیل شود؟ اگر AfD بتواند این سیاست عدم همکاری را به‌عنوان شاهدی بر بی‌اعتنایی احزاب سنتی به آرای بخش قابل‌توجهی از جامعه بازنمایی کند، ممکن است همین سیاست، برخلاف هدف اولیه خود، به یکی از ابزارهای بسیج سیاسی این حزب تبدیل شود. از این منظر، چالش اصلی احزاب جریان اصلی آلمان دیگر نه صرفاً حفظ یا کنار گذاشتن دیوار آتشین، بلکه یافتن راهی برای مقابله با علل اجتماعی و اقتصادی رشد AfD بدون عادی‌سازی حضور آن در قدرت خواهد بود.

*دیدگاه­ها و نظرات مطرح شده در مقالات این بخش، بیانگر دیدگاه­های نویسندگان آن­هاست و لزوماً منعکس کننده مواضع موسسه پایاب نیست.

 

لینک کوتاه:

				
					https://paiab.org/fa/?p=3757
				
			

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 15 =

Facebook
Twitter
LinkedIn
Email
Telegram
WhatsApp
Threads
Pinterest