پایاب، پویشگران آینده امیدبخش
بازتعریف نقش بریتانیا در نظم بین‌الملل:

تحلیل سیاستی سخنرانی اندی برنهام در مجمع عمومی سازمان ملل و دلالت‌های آن برای ایران

تهیه گزارش: غزاله غفوری

مقدمه

سخنرانی اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ را می‌توان تلاشی برای ترسیم جهت‌گیری سیاست خارجی و امنیتی دولت جدید بریتانیا در دهۀ پیش‌رو دانست. برنهام سخنرانی خود را با عبارت «بریتانیا بازگشته است» آغاز کرد و تجربۀ یک دهه پس از خروج بریتانیا از اتحادیۀ اروپا را مبنایی برای بازتعریف جایگاه این کشور در محیط بین‌المللی قرار داد. در این چارچوب، بریتانیا تلاش می‌کند میان بازسازی داخلی، افزایش تاب‌آوری اجتماعی، تقویت قدرت دفاعی، توسعۀ روابط با اروپا و آمریکا، تعامل با قدرت‌های نوظهور و نقش‌آفرینی در شکل‌دهی به قواعد جهانی ارتباط برقرار کند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این رویکرد، گسترش مفهوم امنیت ملی است. به زعم بریتانیا، امنیت صرفاً به قدرت نظامی و بازدارندگی محدود نمی‌شود، بلکه انسجام اجتماعی، هزینۀ زندگی، نابرابری، امنیت اطلاعاتی، حملات سایبری، هوش مصنوعی و تغییرات اقلیمی نیز ذیل عوامل مؤثر بر امنیت ملی قرار می‌گیرند. بر همین اساس، بریتانیا قصد دارد ضمن حفظ تعهدات خود در ناتو و تقویت قابلیت‌های دفاعی اروپا، با ایجاد «مرکز ملی دفاع اطلاعاتی» با هرگونه عملیات اطلاعاتی خصمانه مقابله کند.

در سطح بین‌المللی، لندن در پی حفظ جایگاه خود به‌عنوان نزدیک‌ترین متحد آمریکا، تعمیق روابط با اتحادیۀ اروپا و در عین حال حفظ کانال‌های ارتباطی با چین، هند، برزیل و سایر قدرت‌های غیرغربی است. برنهام از موقعیت بریتانیا به‌عنوان یک «میانجی صادق» سخن می‌گوید و عضویت این کشور در شورای امنیت، کشورهای هم‌سود و توافقنامۀ مستمر و جامع شراکت ترنس-پاسیفیک[1] را بخشی از ظرفیت آن برای گردآوردن بازیگران مختلف معرفی می‌کند.

هوش مصنوعی نیز در صحبت‌های اندی برنهام حائزاهمیت بود. اعلام ایجاد مشارکت دفاعی جدید میان بریتانیا و آمریکا در حوزه هوش مصنوعی و تصمیم لندن برای قرار دادن این فناوری در مرکز ریاست بریتانیا بر گروه ۲۰[2] نشان می‌دهد که فناوری‌های نوین به یکی از عرصه‌های مهم قدرت‌سازی و قاعده‌گذاری بین‌المللی برای لندن تبدیل شده‌اند. در مجموع، سیاست جدید بریتانیا را می‌توان بر سه محور «تاب‌آوری»، «قدرت شبکه‌ای میانی» و «قاعده‌گذاری» تحلیل کرد.

سخنرانی ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ از این منظر اهمیت بیشتری دارد که برنهام آن را با اشاره به آغاز نخست‌وزیری خود و گذشت یک دهه از خروج از اتحادیۀ اروپا آغاز می‌کند. همچنین وی نوید می‌دهد که سند راهبردی ده ساله‌ای را منتشر خواهد کرد که احتمالا در این سند دکترین جدید سیاست خارجی بریتانیا و مواضعش شفاف‌تر قابل‌بررسی خواهد بود. او تصریح می‌کند که بریتانیا تجربۀ «اختلال» ناشی از این دوره را پشت سر گذاشته و اکنون درصدد است از تجربۀ دهۀ گذشته برای رهبری دهۀ آینده استفاده کند. عبارت «Britain is back» (بریتانیا بازگشته است) در همین چارچوب قرار می‌گیرد. بریتانیا درحال بازگرداندن Global Britain  (بریتانیای جهانی) است.

بر این اساس، این سخنرانی را می‌توان تلاشی برای پاسخ به یک پرسش بنیادی دانست: بریتانیا پس از خروج از اتحادیۀ اروپا و در شرایط تغییر نظم بین‌المللی چگونه می‌خواهد قدرت و نفوذ خود را بازتعریف کند؟

پاسخ ارائه‌شده در سخنرانی بر ترکیبی از بازسازی داخلی، قدرت دفاعی، تاب‌آوری اجتماعی، همکاری فراآتلانتیکی، تعامل با اروپا و قدرت‌های نوظهور و مشارکت فعال در تدوین قواعد بین‌المللی استوار است.

  1. «بریتانیا بازگشته است»: بازسازی قدرت از درون

پیش از پیوستن به «جامعه اقتصادی اروپا» (EEC)، بریتانیا در حال گذار از موقعیت یک امپراتوری جهانیِ رو به افول به یک قدرت متوسط با نفوذی فرامنطقه‌ای بود. لندن پس از جنگ جهانی دوم، سیاست خارجی خود را بر دکترین «سه دایره نفوذ» چرچیل (امپراتوری/اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع، رابطه ویژه با ایالات متحده و اروپای قاره‌ای) بنا نهاد. در این دوران، بریتانیا با نوعی «استثناگرایی تاریخی» و فاصله‌گیری ساختاری از همگرایی عمیق اروپایی رفتار می‌کرد و ترجیح می‌داد خارج از معاهدات بنیادین مانند معاهده رم باقی بماند؛ رویکردی که لندن را به سمت ایجاد ابتکارات تجاری موازی نظیر «منطقه تجارت آزاد اروپا» (EFTA) سوق داد تا بدون واگذاری حاکمیت ملی، منافع اقتصادی خود را حفظ کند. با پیوستن به بلوک اروپا در سال ۱۹۷۳، بریتانیا جایگاهی دوگانه و تا حدی متناقض را تجربه کرد؛ از یک‌سو به معمار اصلی «بازار واحد اروپایی» (Single Market)، گسترش اتحادیه به شرق و ترویج تجارت آزاد و مقررات‌زدایی تبدیل شد و نقشی کلیدی در تصمیم‌گیری‌های کلان ایفا کرد، و از سوی دیگر لقب «شریک مردد» (Reluctant Partner) را به دست آورد. لندن با استفاده مداوم از سازوکارهای خروج اختیاری (Opt-outs) نظیر عدم پذیرش پول واحد (یورو)، عدم الحاق به پیمان شنگن و کسب تخفیف‌های مالیاتی، همواره کوشید ماهیت اقتصادی همگرایی را حفظ و از تبدیل اتحادیه به یک پروژه فدرالیستی سیاسی جلوگیری کند، امری که بر تداوم تنش میان حاکمیت پارلمانی و فراملی‌گرایی بروکسل صحه می‌گذاشت. پس از همه‌پرسی ۲۰۱۶ و خروج رسمی از اتحادیه اروپا، بریتانیا جایگاه بین‌المللی خود را ذیل دکترین «بریتانیای جهانی» (Global Britain) بازتعریف کرد. این رویکرد جدید بر استقلال در سیاست‌گذاری تجاری، انعقاد توافق‌نامه‌های دوجانبه در حوزه اقیانوس آرام و هند (ایندوپاسفیک)، تعمیق ائتلاف‌های راهبردی و امنیتی مستقل مانند «آکوس» (AUKUS) و تقویت ستون اروپایی–آتلانتیک ناتو متمرکز است. در این چارچوب، بریتانیا می‌کوشد با تکیه بر ابزارهای دیپلماسی، قدرت نرم، بازارهای مالی لندن و نفوذ دفاعی خود، هویتی فرامنطقه‌ای و منعطف‌تر به نمایش بگذارد، هرچند چالش‌های موازنه‌سازی در تنظیم روابط جدید با همسایگان قاره‌ای و واقعیت‌های اقتصادی پسا‌برگزیت همچنان محور اصلی محاسبات ژئوپلیتیکی این کشور باقی مانده است.

در همین راستا، محور نخست سخنرانی، پیوند میان قدرت داخلی و جایگاه خارجی بریتانیاست. برنهام برخلاف برداشت سنتی از قدرت و امنیت ملی که آن را عمدتاً با توان نظامی و اقتصادی تعریف می‌کند، مفهوم گسترده‌تری از قدرت ارائه می‌دهد. از نظر او، کشوری که با شکاف‌های اجتماعی، نابرابری اقتصادی، بحران هزینه زندگی و بی‌اعتمادی عمومی مواجه باشد، در برابر تهدیدات خارجی نیز آسیب‌پذیرتر خواهد بود. به همین دلیل، او میان امنیت و قدرت ملی و انسجام اجتماعی رابطه مستقیمی برقرار می‌کند و معتقد است که بدون جامعه‌ای قوی و منسجم، امنیت ملی تحقق نخواهد یافت. همچنین از ضرورت مقابله با عواملی سخن می‌گوید که از طریق ایجاد ترس، ناامیدی و شکاف اجتماعی می‌توانند ثبات سیاسی را تضعیف کنند. این برداشت را می‌توان نوعی امنیتی‌شدن تاب‌آوری اجتماعی دانست؛ یعنی سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دیگر صرفاً موضوعات رفاهی نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت امنیت ملی تلقی می‌شوند.

در این چارچوب، دولت بریتانیا میان سه حوزه ارتباط برقرار می‌کند:

  1. گسترش مفهوم امنیت ملی

برنهام در سخنرانی خود ضمن تأکید بر ادامه سرمایه‌گذاری دفاعی، تعهدات بریتانیا در ناتو و تقویت قابلیت‌های اروپایی، مفهوم امنیت را به حوزه‌های غیرنظامی نیز گسترش می‌دهد.

در این نگاه، امنیت ملی شامل مجموعه‌ای از عناصر است:

  • قدرت نظامی و بازدارندگی؛
  • انسجام اجتماعی، هزینه‌های زندگی، و نابرابری؛
  • امنیت اقتصادی؛
  • امنیت اطلاعاتی؛
  • امنیت سایبری، فناوری و هوش مصنوعی؛
  • حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی؛
  • مقابله با تغییرات اقلیمی.

این رویکرد نشان می‌دهد که سیاست امنیتی لندن در حال فاصله گرفتن از برداشت صرفاً نظامی از تهدید است. در نتیجه، از نظر لندن تهدید لزوماً به معنای حمله نظامی مستقیم نیست؛ بلکه می‌تواند از طریق حملات سایبری، عملیات اطلاعاتی، اختلال در زیرساخت‌های حیاتی یا ایجاد بی‌اعتمادی اجتماعی نیز شکل گیرد. از منظر سیاست خارجی ایران، این تحول اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد ارزیابی لندن از رفتار دولت‌های خارجی احتمالاً بیش از گذشته حوزه‌هایی مانند رسانه، فضای سایبری، فناوری و شبکه‌های اجتماعی را نیز دربر خواهد گرفت.

  1. جنگ اطلاعاتی و امنیت شناختی

برنهام مدعی می‌شود که نهادهای روسی از ربات‌ها، وب‌سایت‌های جعلی، مقالات جعلی، جعل هویت سازمان‌های بریتانیایی و تقویت روایت‌های راست افراطی استفاده کرده‌اند و تلاش کرده‌اند در انتخابات ۲۰۱۹ بریتانیا مداخله کنند. او همچنین مدعی می‌شود که این اقدامات برای ایجاد ترس، ناامیدی و شکاف اجتماعی طراحی شده‌اند.   اهمیت این بخش صرفاً در اتهامات مطرح‌شده علیه روسیه نیست، بلکه در تعریف جدید از میدان رقابت است.

در این چارچوب زنجیرۀ واحد زیر شکل می‌گیرد:

در همین راستا، نخست‌وزیر بریتانیا اعلام کرد که رؤسای نهادهای امنیتی این کشور مأمور بررسی ایجاد مرکز دفاع ملی اطلاعاتی (National Centre for Information Defence) شده‌اند؛ مرکزی که قرار است عملیات اطلاعاتی خصمانه را شناسایی، نسبت‌دهی و مختل کند. این تحول نشان‌دهنده نهادی‌شدن مفهوم «دفاع اطلاعاتی» در سیاست امنیتی بریتانیاست.

  1. بازتعریف Global Britainزیر سایۀ صداقت در میانجی‌گری  

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنرانی، تصویری است که از جایگاه جهانی بریتانیا ارائه می‌شود. برنهام از آمریکا به‌عنوان نزدیک‌ترین متحد بریتانیا یاد می‌کند، بر روابط عمیق با اتحادیۀ اروپا تأکید دارد و در عین حال از همکاری با چین، هند و برزیل سخن می‌گوید. همچنین عضویت بریتانیا در شورای امنیت، کشورهای هم‌سود و توافقنامۀ مستمر و جامع شراکت ترنس-پسیفیک را از ظرفیت‌های این کشور برای ارتباط با بازیگران مختلف می‌داند. از این منظر، Global Britain دیگر صرفاً به معنای گسترش روابط تجاری پس از خروج از اتحادیه اروپا نیست.

مفهوم جدیدتر را می‌توان بر اساس سه عنصر توضیح داد:

برنهام صراحتاً ادعا می‌کند که بریتانیا در یک جهان تقسیم‌شده می‌تواند نقش میانجی و پیونددهنده کشورها را ایفا کند. بنابراین، لندن تلاش می‌کند خود را نه به‌عنوان یک ابرقدرت، بلکه به‌عنوان یک قدرت شبکه‌ای میانی تعریف کند؛ کشوری که از طریق روابط، نهادها و ائتلاف‌ها می‌تواند نفوذ خود را حفظ کند.

برنهام برای توصیف جایگاه بریتانیا از اصطلاح «honest broker» استفاده می‌کند. با این حال، میانجی‌گری را نباید با بی‌طرفی یکسان دانست. بریتانیا از یک سو نزدیک‌ترین متحد آمریکا و عضو ناتو است و در مسائل امنیتی اروپا نقش فعالی دارد؛ از سوی دیگر با چین، هند، برزیل و دیگر قدرت‌ها ارتباط برقرار می‌کند. بنابراین، نقش مورد نظر لندن را می‌توان بیشتر قدرت اتصال‌دهنده دانست تا میانجی بی‌طرف. این تمایز برای ایران اهمیت دارد. اگر بریتانیا بتواند میان واشنگتن، اروپا و برخی قدرت‌های غیرغربی کانال ارتباطی ایجاد کند، می‌تواند در برخی پرونده‌ها نقش تسهیل‌کننده داشته باشد؛ اما این نقش را نباید به معنای فاصله گرفتن لندن از ساختار امنیتی غرب تلقی کرد. از این منظر، ظرفیت «میانجی‌گری» بریتانیا بیش از آنکه از بی‌طرفی ناشی شود، از گسترۀ شبکه روابط آن ناشی می‌شود.

  1. هوش مصنوعی و ظهور یک حوزۀ جدید از قدرت

هوش مصنوعی احتمالاً مهم‌ترین عنصر نوآورانه در سخنرانی برنهام است. نخست‌وزیر بریتانیا هوش مصنوعی را هم‌زمان با رشد اقتصادی، آموزش، سلامت، امنیت، دفاع، زیرساخت‌های حیاتی، بازار کار، صنعتی‌سازی مجدد، و حکمرانی جهان مرتبط می‌کند.

برنهام همچنین از ایجاد یک مشارکت دفاعی جدید با آمریکا در زمینۀ هوش مصنوعی برای حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی خبر می‌دهد. اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی آن است که فناوری دیگر صرفاً یک حوزه اقتصادی محسوب نمی‌شود؛ بلکه به بخشی از معماری امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. بریتانیا همچنین اعلام کرده است که هوش مصنوعی را در مرکز برنامه ریاست خود بر گروه ۲۰ قرار خواهد داد و در پی ایجاد اصول و استانداردهای جهانی درباره توسعۀ ایمن و شفاف این فناوری است. بنابراین، می‌توان گفت یکی از اهداف لندن، تبدیل ظرفیت فناورانه خود به قدرت قاعده‌گذار است.

  1. اوکراین: دفاع از نظم مبتنی بر قواعد

در موضوع اوکراین، برنهام حمایت بریتانیا از این کشور را فراتر از یک همراهی نظامی یا سیاسی صرف می‌برد و آن را مستقیماً به منشور سازمان ملل، حقوق بین‌الملل و اصل حاکمیت قانون گره می‌زند و حمله به زیرساخت‌های انرژی طبق حقوق بین‌الملل غیرقانونی و غیرانسانی است. نکته جالب اینجاست که در جنگ اوکراین بریتانیا حقوق بین‌الملل و انسانی بودن یا نبودن را تشخیص، بررسی و اظهارنظر می‌کند اما در جنگ ایران حمله به زیرساخت‌ها و مراکز غیرنظامی را مشروع می‌دانست. او با روایت دقیق و انسانی از سفر اخیر خود به کی‌یف — از بازارهای روباز که به‌جای سالن ویران‌شده برپا شده‌اند، خودروهای سوخته، ساختمانی که چند هفته پیش هدف قرار گرفته و متروهایی که شب‌ها به پناهگاه مردم عادی تبدیل می‌شوند — جنگ را از سطح انتزاعی ژئوپلیتیک به سطح ملموس زندگی روزمره می‌کشاند. برنهام صراحتاً اعلام می‌کند که بریتانیا اجازه نخواهد داد روسیه بار دیگر سناریوی حمله به زیرساخت‌های انرژی اوکراین را در زمستان پیش‌رو تکرار کند و تأکید می‌کند که تا زمانی که مسکو مسیر دیگری (آتش‌بس و مذاکره) را انتخاب نکند، لندن با قدرت بیشتری در کنار کی‌یف خواهد ایستاد. بدین‌ترتیب، اوکراین در سخنرانی او به نمادی از دفاع از «نظم مبتنی بر قواعد» و ایستادگی در برابر قلدری تبدیل می‌شود اما قواعد فقط وقتی برایشان ملموس است که هم‌راستا با منافعشان باشد.

  1. غرب آسیا و تغییر در موضع بریتانیا

در بخش مربوط به غرب آسیا، موضع بریتانیا ترکیبی است. برنهام حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و حماس را محکوم می‌کند و از امنیت رژیم صهیونیستی سخن می‌گوید؛ درعین حال تصریح می‌کند که این مسئله اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه و کرانه باختری را توجیه نمی‌کند. او بر تلفات غیرنظامیان، ورود کمک‌های بشردوستانه و حفظ امکان راه‌حل حفظ منافع هر دو طرف تأکید می‌کند. همچنین از اقدامات بریتانیا علیه تجارت کالا با شهرک‌های غیرقانونی، شناسایی غیرقانونی بودن اشغال سرزمین فلسطینی و تحریم افراد مشارکت‌کننده در ساخت شهرک‌ها سخن می‌گوید. این بخش نشان می‌دهد که لندن تلاش دارد میان تعهدات امنیتی خود نسبت به رژیم صهیونیستی و موضع انتقادی نسبت به وضعیت فلسطینیان تعادل برقرار کند. از منظر تحلیلی، اهمیت این رویکرد در آن است که بریتانیا تلاش می‌کند تصویر خود را به‌عنوان مدافع «نظم مبتنی بر قواعد» با مواضع عملی در برخی پرونده‌های منطقه‌ای پیوند دهد.

  1. ساخت روایت هویتی برای بریتانیا

برنهام چند ویژگی را به بریتانیا نسبت می‌دهد: حاکمیت قانون، عدالت، انصاف، مخالفت با نژادپرستی و تبعیض، ایستادن با ضعیف در برابر قلدر، و گردآوردن مردم. او چند بار تکرار می‌کند: «می‌توانید روی ما حساب کنید.» (You can count on us). همین امر می‌تواند حمایت غیرمستقیم و میانجی‌گرایانه بین کشورها در نظم بین‌المللی جدید باشد همان‌طور که سیاست‌گذران بریتانیایی در گزارش‌هایشان به‌طور مداوم به یک جهش و بازتعریف نقش بریتانیا در نظم بین‌المللی اشاره می‌کنند. گزارش‌هایی که اخیرا در اندیشکدۀ چتم‌هاوس منتشر می‌کنند از همین دست است مانند یادداشت Britain’s Place in the New World Order  که با سخنرانی اندی برنهام هم‌پوشانی دارد و این نشان می‌دهد بریتانیا در حال ساخت یک هویت جدید است.

یکی از بخش‌هایی که می‌توان به عنوان هویت‌سازی در نظر گرفت، داستان تاریخی منچستر است. برنهام به دفتر دوم داونینگ‌استریت در منچستر و مجسمۀ آبراهام لینکلن جلوی آن اشاره می‌کند و داستان کارگران کارخانه‌های پنبۀ منچستر در سال ۱۸۶۲ را روایت می‌کند که با وجود سختی اقتصادی، از خرید پنبۀ برده‌داری امتناع کردند. او این را نمونۀ «تغییر از پایین به بالا» و «ایستادن با ضعیف در برابر قلدر» معرفی می‌کند و مستقیم به ارزش‌های بریتانیایی وصل می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

سخنرانی اندی برنهام در مجمع عمومی سازمان ملل را می‌توان یکی از مهم‌ترین اسناد برای فهم جهت‌گیری سیاست خارجی دولت جدید بریتانیا دانست. این سخنرانی تلاش می‌کند تصویری از بریتانیایی ارائه دهد که پس از یک دهۀ تجربه خروج از اتحادیه اروپا، درصدد بازسازی قدرت خود بر اساس سه عنصر است: تاب‌آوری داخلی، قدرت شبکه‌ای میانی و قاعده‌گذاری بین‌المللی.

در سطح داخلی، امنیت از قدرت نظامی فراتر رفته و اقتصاد، انسجام اجتماعی، فضای اطلاعاتی، فناوری و تغییرات اقلیمی را نیز شامل شده است. در سطح خارجی، بریتانیا تلاش دارد اتحاد خود با آمریکا را حفظ کند، روابط با اتحادیه اروپا را تعمیق بخشد و در عین حال کانال‌های ارتباطی با چین، هند، برزیل و دیگر قدرت‌های نوظهور را توسعه دهد.

در حوزۀ فناوری نیز لندن تلاش دارد از ظرفیت خود در هوش مصنوعی برای افزایش قدرت اقتصادی، دفاعی و قاعده‌گذاری استفاده کند. اعلام مشارکت دفاعی هوش مصنوعی با آمریکا و قرار دادن AI در مرکز ریاست بریتانیا بر گروه ۲۰ نشان می‌دهد که فناوری‌های نوین در حال تبدیل شدن به یکی از ستون‌های جدید سیاست خارجی و امنیتی این کشور هستند.

در موضوع اوکراین، بریتانیا حمایت از این کشور را با منشور سازمان ملل، حقوق بین‌الملل و حاکمیت قانون پیوند داده و حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی را به‌شدت محکوم کرده است. در موضوع خاورمیانه نیز لندن ضمن تأکید بر امنیت اسرائیل و محکومیت حماس، اقدامات اسرائیل در غزه و کرانه باختری را غیرقابل توجیه دانسته و اقداماتی علیه تجارت با شهرک‌های غیرقانونی و افراد مشارکت‌کننده در ساخت آنها اتخاذ کرده است.

در نهایت، اهمیت سخنرانی برنهام در تصویری است که از بریتانیا در نظم بین‌المللی در حال تغییر ارائه می‌کند. لندن می‌کوشد نه صرفاً یک متحد اروپایی آمریکا، بلکه یک قدرت شبکه‌ای میانی باشد که از طریق رابطه با آمریکا، اروپا، قدرت‌های نوظهور و نهادهای چندجانبه، در تعیین قواعد و شکل‌دهی به تحولات جهانی نقش ایفا کند.

منبع

 

*دیدگاه­ها و نظرات مطرح شده در مقالات این بخش، بیانگر دیدگاه­های نویسندگان آن­هاست و لزوماً منعکس کننده مواضع موسسه پایاب نیست.

 

 

 

لینک کوتاه:

				
					https://paiab.org/fa/?p=4098
				
			

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × پنج =

Facebook
Twitter
LinkedIn
Email
Telegram
WhatsApp
Threads
Pinterest