پایاب، پویشگران آینده امیدبخش

از توافق شکننده تا معاهده پایدار؛ فرصت تاریخی تهران و واشنگتن پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای

*امیر پارسا گرمسیری

دیدگاه­ها و نظرات مطرح شده در مقالات این بخش، بیانگر دیدگاه­های نویسندگان آن­هاست و لزوماً منعکس کننده مواضع موسسه پایاب نیست.

 

تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده علیه ایران را می‌توان به‌طور کلی در دو دسته متمایز اما درهم‌تنیده طبقه‌بندی کرد: تحریم‌های اولیه که تعامل شهروندان و شرکت‌های آمریکایی با ایران را ممنوع می‌کند و تحریم‌های ثانویه که با هدف بازداشتن بازیگران غیرآمریکایی از همکاری اقتصادی با ایران اِعمال شده‌اند. همین ساختار چندلایه موجب شده است که لغو مؤثر، پایدار و نهائی تحریم‌ها، برخلاف تصور رایج، صرفاً در اختیار رئیس‌جمهور آمریکا و نیز منحصر به مذاکرات محدود نباشد.

بر این مبنا، می توان نتیجه گرفت مفهوم «صلح جامع و پایدار» که طی ماه‌های اخیر چندین بار از سوی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران مطرح شده، تنها در قالب یک *معاهده رسمی میان ایران و آمریکا* (به عنوان یک شرط لازم و نه کافی) و از رهگذر مذاکراتی جامع ، امکان تحقق دارد، آن هم با لحاظ این واقعیت که دو مولفه ی قدرت و منافع در کیفیت و چگونگی محتوا و ماندگاری تعهدات در روابط بین الملل تعیین کننده اند. به این معنی که حتی پایداری معاهدات (Treaties) به عنوان عالیترین و معتبرترین سطح از قراردادها و توافقات بین المللی، موکول به برقراریِ برتری منافع معاهده نسبت به مضرات آن برای طرفین است.

در این چارچوب، شرایط سیاسی کنونی در واشنگتن واجد اهمیتی کم‌سابقه است. اگر ایران در مذاکرات پیش‌رو با دولت دونالد ترامپ به توافقی دست یابد، با توجه به اکثریت جمهوری‌خواهان در کنگره، این توافق می‌تواند از حمایت ساختاری کنگره برخوردار شده و به یک معاهده رسمی تبدیل شود. چنین تحولی، می‌تواند یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های ایران درباره شکنندگی توافق‌ها با آمریکا را تا حد امکان برطرف و یکی از شروط لازم پایداری توافق را تامین کند.

همزمان، بازه زمانی باقی‌مانده تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، یک فرصت تاریخی برای هر دو طرف محسوب می‌شود. این مقطع زمانی نه‌تنها برای ایران، بلکه برای ترامپ و حزب جمهوری‌خواه نیز اهمیت دارد. دستیابی به یک معاهده ترک تخاصم و رفع خطر هسته ای ایران (به تعبیر آنها) می‌تواند به‌عنوان یک دستاورد بزرگ سیاست خارجی، موقعیت ترامپ و جمهوری‌خواهان را در رقابت‌های انتخاباتی تقویت کند. از این منظر، صلح می‌تواند به‌طور واقعی یک بازی برد-برد برای دو طرف ایران و آمریکا باشد.

تا آنجایی که به ایران مربوط می شود این فرصت در شرایطی پدید آمده است که توانمندی‌های کم‌نظیر کشور در مواجهه نظامی اخیر، جایگاه آن را در موازنه قدرت منطقه‌ای و جهانی به‌طور محسوسی ارتقا داده است. در چنین وضعیتی، رفع کامل تحریم‌ها و ورود ایران به مسیر توسعه اقتصادی، می‌تواند بهترین جبران برای خسارت‌های وارده باشد؛ وضعیتی که ایران را در موقعیتی بی‌سابقه در معادلات قدرت جهانی قرار می‌دهد.

در حالیکه پایان جنگ بدون رفع تخاصم و بدون صلحی جامع و پایدار، خطر گرفتار شدن ایران را در چرخه‌ای فرسایشی از فشارهای اقتصادی، مخاطرات امنیتی و بی‌ثباتی راهبردی ، برای مدتی نامعلوم به دنبال دارد. در این صورت بیم آن می رود سرمایه ی اجتماعی که متأثر از حوادث تلخ و دردناک دی ماه به شدت آسیب دیده بود و به دلیل مقاومت ملی افتخارآمیز چهل روزه تا حدودی ترمیم شد، بار دیگر به علت مشکلات و تنگناهای اقتصادیِ وحشتناک ناشی از تداوم تحریم ها و خسارات ناشی از جنگ اخیر، دچار آسیب ناگهانی یا دست کم فرسایش تدریجی شود.

از این رو، ایران اکنون به جای همصدایی با رقبای سیاسی داخلی و بین المللی ترامپ در تحقیر او و دلخوش بودن به تضعیف بی سابقه ی وجاهت سیاسی رئیس‌جمهور آمریکا در افکار عمومی، باید بر تبدیل تهدید موقعیت فعلی ناشی از خشم و استیصال رئیس‌جمهور آمریکا به فرصتی برای تحقق حداکثری منافع راهبردی خود تمرکز کند، حتی اگر تامین منافع راهبردی ایران به قیمت تامین منافع تاکتیکی ترامپ و حزب جمهوری خواه تمام شود.

وقت برای همنوایی با موج‌ شماتت جهانی علیه آمریکا و رئیس‌ جمهورش بسیار است، حتی می توان آن را بر عهده ی تاریخ نهاد، نه تاریخی دور، تنها چند سال دیگر.

 

*دانشجوی دکتری مطالعات آمریکا دانشگاه تهران

لینک کوتاه:

				
					https://paiab.org/fa/?p=3219
				
			

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Facebook
Twitter
LinkedIn
Email
Telegram
WhatsApp
Threads
Pinterest